محمدحسانمحمدحسان، تا این لحظه: 14 سال و 8 ماه و 3 روز سن داره

محمدحسان عزیز

ماه رمضون

جمعه سوم ماه رمضون رفتیم قم افطاری خونه عموحسین، خیلی خوش گذشت. پسرم برای اولین بار بردم حرم حضرت معصومه. همه اونجا بودن، رهام هم کلی شیرین کاری کرد. اینم یه عکس از حسان و زهرا و رهام و ریحانه   ...
31 مرداد 1391

5 ماهگی

سلام پسر عزیزم الان که بعد از دو ماه اومدم تا وبلاگت رو به روز کنم تو تا شش ماهگی فقط یه هفته فاصله داری. تو این مدت اتفاقات خیلی زیادی واسه سه تاییمون افتاد که شاید وقتی بزرگ شدی برات تعریف کنم. چندتا سفر هم رفتیم. حدود یک ماه و نیم پیش برای اولین بار سوار هواپیما شدی. قربونت برن اصلا اذیت نکردی. سه تایی رفتیم کیش و کلی خوش گذروندیم. بعدش هم یه سفر ١٠ روزه رفتیم مشهد و خیلی از فامیلا تورو برای اولین بار دیدن. دیگه برات بگم که تو این چند وقت حال مامانت تعریفی نداشت...  بگذریم بذار فقط خاطرات خوش رو ثبت کنم. تو این چند وقت تو خیلی بزرگ تر شدی و کارای جدید یاد گرفتی. مثلا میشینی، آواهای جدید مثل دد ، بابا ، بوبو، ... میگی. ت...
25 مرداد 1391

افطار

سلام من که دو روز مونده تا شش ماهم بشه سر افطار انقدر دلبری کردم که مامان بابا با ذوق و شوق این عکسها رو از من گرفتم ...
20 مرداد 1391

سه ماهگی

پسر طلا بعد از تعویض پوشکش سر حاله و به فکر ورزش کاراته افتاده جناب محمد حسان متفکر در حال فکر کردن روی رابطه پوشک و شیر خوردنه                                                                                    &...
22 ارديبهشت 1391

اولین بهار

امسال برای اولین بار با حسان عزیزم رفتیم مسافرت شمال. حسان قربونش برم تا خود ساری روی کریرش خواب بود فقط یه بار خودم واسه شبر خوردن بیدارش کردم. آخه حسان عاشق ماشینه کی باشه پسرم بدو بدو کنی و من و بابات دنبالت کنیم   اینجا مثل آقاها آروم خوابیدی و اصلا توی مسیر مامانت رو اذیت نکردی ...
3 ارديبهشت 1391

واکسن 2 ماهگی

پسرم اولین واکسنی که زدی تا 2 روز گریه میکردی  خیلی جیگرم برات کباب شد تو این عکس تازه پات خوب شده و یه خنده خوشگل واسه دلگرمی مامانت کردی ...
3 ارديبهشت 1391

2 ماهگی

چندتا عکس خوشگل از 2ماهگیت میذارم تا همه اونایی که دوستت دارن ببینن چقد جیگر طلا شدی اون لپای نازت رو بخورم ...
3 ارديبهشت 1391

یک ماهگی

پسر قشنگم دیروز بالاخره یک ماهت شد. تو این یک ماه کلی بزرگ شدی عزیزم. دیروز رفتیم دکتر ، وزنت شده ٥ کیلو. قربونت بشم الهییییییییییییییییییی  ماشاالله امروزم تولد ٢٨٨ امین ماهگی مامانته   امسال قشنگ ترین جشن تولد مامانته، چونکه تو رو داره چقدر دوست دارم هرچی زودتر بزرگ بشی،آغو بگی،حرف بزنی،راه بری،... هر لحظه ات واسم شیرینه عسلم ...
22 اسفند 1390